خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ  تنیده

بسم الله



خیالی خودکامه
در هم تنیده بالا می رود
تا به وصال برسد...




طبقه بندی موضوعی
پیوندها

داستان خوب؟

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۱ ب.ظ




به نظرتون داستان خوب یعنی چی؟

پرمخاطب؟

پر مفهوم؟

پر فروش؟

یا..؟







پ.ن: هویت داستان در من دچار تنش شده :(










+ به آخرین روزهای ماراتن امتحانات میرسیم.. نفس نفس..




موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۵
احلام

نظرات  (۱۱)

۲۵ دی ۹۵ ، ۲۲:۴۳ آرزوهای نجیب (:
داستان خوب یعنی داستان حال خوب کن (:
پاسخ:
یعنی  بایدحال جامعه را فهمید که چیست و برایش نوشت ؟
تا کتاب خوب به نظر برسد؟

البته شاید باید چند وجهی به کتاب خوب نگاه کرد
۲۵ دی ۹۵ ، ۲۳:۱۰ آرزوهای نجیب (:
من کامنت دوم رو هم فرستادم
نمی دونم اومد یا نه
ولی امیدوارم که اومده باشه چون واقعا شرایط روحیم جوری نیست که دوباره بنویسمش:|

پاسخ:
:(((((
نیومده

دکمه کنترل شرایط روحیتو بزن بعد از اول بنویس
نمیشه؟

۲۵ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۳ آرزوهای نجیب (:
فردا که حالم خوب شد می فرستمش دوباره (:
پاسخ:
خب خیال تنیدم راحت شد برم بخوابم :)
سلام احلام جان
به نظرم در درجه اول و دوم و سوم، پرمفهوم و ارزشی بودن داستانه. نه اینکه ظاهرا عبارات دینی و مذهبی در اون باشه بلکه به این معنا که درون مایه ی ارزشی داشته باشه و مفهوم و پیامی که منتقل می کنه ارزشمند باشه.
در درجه بعد، برای اینکه داستان خونده بشه، حتما و حتما باید کشش خونده شدن داشته باشه و پرمخاطب باشه.

حس می کنم این طوری به خودی خود، پرفروش هم میشه!

البته من سواد درست حسابی در این زمینه ندارم. نظر کاملا شخصی بود :)
پاسخ:
سلام انار احلام

خوب من کمی می خوام افق دید شما رو  بهم بریزم
مثلا آنا کارنینا به نظر من یه کتاب خوب و موفقه! چی داره توش؟ چی هست که همه ی جهان دوسش دارند! نه فقط روس ها! و نه فقط در عصر خود
چه عنصرهایی؟
و دوما آیا هر کتاب پرفروشی نشان دهنده ی خوب بودنشه؟؟
و سوما داستان اررزشی لزوما به دینی بودنشه؟ یا چیزهای دیگه هم می خواد؟
و چهارما بعضی  از کتاب ها در نظر من زرد و بی ارزشن ولی پرفروشن بعضی شون موندگار میشن، و بعضی مثل یه تب هستن و گم میشن
پس تکلیف این همه مخاطب که اینارو می خونن چیه! آیا معیار سنجش نیستن

من این سوال ها رو از خودم می پرسم. و فکر می کنم باید یه تقسیم بندی درست حسابی انجام بدم

نه اتفاقا خیلی هم سوادشو داری
ممنون از نظرت
 بخشی از ذهن من هم همین ارزشی بودن داستانه که دقیقا چه تعریفی داره


۲۶ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۶ بلاگر آرام
به نظر من همه اینایی که گفتید میتونه باشه. البته اگر بخوایم کلی و عمومی فکر کنیم. پرفروش ممکنه عامیانه و بی محتوا باشه ولی به هرحال همونم یه عده دوست دارن دیگه. ولی به طور کلی من داستان هایی رو که اخرش بد تمدم میشه دوست ندارم. منظورم از بد نرسیدن عاشق و معشوق و این مزخرفا نیس! ممکنه یه نفر بمیره یا یه زندگی از هم بپاشه ولی پایان بد نباشه. پایان داستان باید امیدبخش باشه ارامش بخش باشه. داستان باید روی انسان تاثیر عمیق بذاره اونم در جهت خوب نه بد.
:)
پاسخ:
خوبه
پس کتاب باید یه چیزی بهتون بده 
وگرنه کتاب خوبی نیست

ممنون
خیلییی برام مهمه این نظرات
همشون
۲۶ دی ۹۵ ، ۱۰:۵۴ آرزوهای نجیب (:
کتاب ماه بر فراز مانیفست
یا حتی سووشون رو خوندی؟؟
بنظرم کتابای خیلی خوبی هستند
نمی دونم نویسنده هاشون موقع نوشتن، حال جامعه شون رو درک کردن یا چی ولی حال من با خوندشون خیلی خوب شد(:
پاسخ:
مانیفست که هنوز موفق نشدم. منتظر پایان ماراتن امتحانم
سووشون فوق العادس. طعمش همیشه زیر زبونمه

امم کتاب حال خوب کن
خوب من می خوام بدونم توی سووشون چی هست که من و تو اونو دوس داریم!
چه عنصری در کتاب هست؟


دغدغه بزرگ خودم،کسب مهارت حل مسأله یا خروج از بحرانه.
توی داستان شخصیت هایی رو  می پسندم که عملکردشون فقط نشون دهنده روزمرگی ها نباشه،بلکه توی فراز و فرود عملکرد مناسب رو نشون بده،با راهکارهای مختلف.
به نظرم چنین داستانی بیشتر از هزار تا کتاب آموزش مهارت و روان شناسی می ارزه.
پاسخ:
اواااا جوابت کو
بیان گشنش بود خورده تخصیر من نیس

پس باید داستان چیزی بهت بده
والبته اینکه نویسنده باید روانشناسی بداند چیزی است خیلی وقته بهش رسیدم


دغدغه ات هم درست میشه :)
خب نکته اش رو خودت گفتی دیگه.
من نظرم رو درباره ی داستان نویسی های خودمون گفتم. مثلا اکه من و تو بخوایم بنویسیم چه ملاک هایی رو در نظر بگیریم.

ولی درباره داستان های دیگران و چیزی که باعث شده خیلی سر و صدا کنن و محبوب بشن...
خب همون سبک نگارشه که مخاطب رو جذب کرده، ضمن اینکه در درون مایه های خودش گاهی(یعنی لازم نیست همیشه هم ابن طور باشه) مطالبق با فطرت حرف زده.

پرفروش بودن دلیل خوب بودن نیست اصلا، هرچند هر کتاب خوبی اگر واقعا خوب باشه بالاخره پرفروش میشه.

و خیلی چیزای دیگه
خیلی حرف داشتم
موقع نوشتن می پره
خصوصا که عحله دارم برم سراغ مطهره که داره یه وسیله ای رو کن فیکون میکنه :|
پاسخ:
به نظر من اون درون مایه است. طرز نگارش که در ترجمه ها برباد میره
اون درون مایه و قصه پردازی است که میرسه به همه

پس تکلیف پر فروش ها چی میشه؟
و تکلیف کتاب های با ارزشی که کم فروشن!


آره باید زیاد درموردش حرف زد

عزیز دلم
من دور مطهره بگردم 
یه مااچ و گاز گنده ازش بگیر
بزار بچه کن فیکون کنه، چی کارش داری
فصل ماراتن امتحانات و این پرسش ها؟! 


هرچند حرف های خوب را دیگران فرمودند. و خود شما هم در این زمینه بیشتر از بنده تخصص دارید؛ اما چند  کلمه را بعنوان یادگار می نگارم:

به نظر حقیر، داستان باید پر فروغ و عاری از سیاهی و دروغ باشد. (دروغ را غیر از تخیل بدانید)
داستان باید دارای مواد نگهدارنده ای باشد که زود دست فرسودِ زمان نشود و از کهنگی و فرسودگی زودهنگامش جلوگیری کند.
جهت گیری داستان باید به سمت مَعالی و تعالی و مبتنی بر موج و اوج باشد. 
داستان باید به لحاظ مفهومی دارای قوّۀ خیزش و انگیزش باشد و خواننده را به سمت کمال و ارزش های فطری انسان سوق دهد. 
داستان باید همپای زمان حرکت کند. اما نگاهش باید به فراسوی زمان باشد.
علاوه بر این ها داستان از نظر آرایشی هم باید در بر دارندۀ زیبایی های کلامی باشد تا در گذر زمان، از زایندگی و فزایندگی آن کاسته نشود.

پر فروش بودن کتاب داستان اصلاً مهم نیست و لزوماً نشانۀ خوب بودن آن نخواهد بود.

بیشتر از این چیزی به ذهن ناقص من نمی رسد...
پاسخ:
نمیدونم چه سریه تو امتحان ها کلی ایده و .. میاد تو سر آدم

بوی سیاست میومدا :) دروغ و سیاهی ...

فطرت
خوبه
با فطرت آدم جور دربیاد
مواد نگه دارنده یه داستان چیه به نظرتون؟؟ 

اوج داستان به چه معنی! بعضی داستان ها رو به فنا و نیستی ان ولی پر مخاطب و جذابن!

آرایش هم در نوع خود جالب بود

ذهن شما ناقص باشد پس چون منی در کجای تقسیم بندی جای میگیرم؟!
ممنون از نظرتون 
شاید این پست رو بخوام همش بخونم

به نظرم داستان خوب داستانیه که چیزی به آدم اضافه کنه
یعنی یا حرف نویی داشته باشه یا لااقل در قالبی نو و بدور از تکلف و پیچیدگی منظورش رو بیان کنه
کسی میتونه. داستان خوب بنویسه که خودش یک فلسفه مشخصی داشته. باشه
نویسنده باید بدونه چه چیزی رو میخواد به مخاطبش برسونه و مخاطب هم باید مفهوم اصلی رو بتونه درست برداشت کنه



ما هم به تهران رسیدیم و ساکن شدیم
وحالا نفس نفس
پاسخ:
خوب از صدر تا ذیل نظرتون رو کامل قبول دارم
چقدر این نویسنده و فلسفه اش مهمه


تازه امروز گفتن آلودگی از تهران رفته 
چرا تو الودگی تشریف آوردین

سلام کربلایی احلام :)

خدا قوت ان شاءالله..

 

یه بار دیگه هم چن وقت پیش درمورد داستان و اینا یه نظرخواهی گذاشته بودی،

نشد بیام برات بنویسم.

هرچند اصلا و ابدا خودمو صاب نظر نمیدونم.و حتی مطالعه چندانی ندارم.

اما فکر میکنم که هرچیزی که تو این دنیا رنگی از خدامحوری داشته باشه

ارزشمنده، و میمونه.چون اساسا همه چیز از خداست و بی او ،هیچ چیزی معنا نداره.

هرچیزی تو هر شکل و قالبی...

و بنظرم حتی برای داستان و فیلم و اینها هم هویتی جز خداباوری و خدا محوری نباید در نظر داشت.چون غیر از این،بیهوده کاریه.چون اگه بر اساس خدا نباشه میشه بر اساس نفسانیت آدم.اونوقت حتی اگه کتاب و فیلم پرفروشی هم بشه ارزشی نداره.چون این نفس آدم ها ست که اونو ارزش گذاری کردن نه وجودی بالاتر...خداباوری یه مفهوم خیلی کلی هست که ریز و درشت آدم رو میبره زیر ذره بین...

حقیقت داستان چه تخیلی باشه چه بر اساس واقعیت ها،اگه تهش خدایی باشه،چون بر اساس فطرت آدم هاست،مخاطب رو با خودش میکشونه.

نکته بینی و ظرافت نویسنده است که تو داستانش خدا رو به هر شکلی به مخاطب نشون بده...

نکته بینی و ظرافتی که باید بیش از هرچیز دل نویسنده رو با خودش بکشونه سمت خدا ...

نمیدونم خوب تونستم منظورمو برسونم یا نه. :(

بیش از این اونچه که تو ذهنم هست رو نمیتونم بنویسم.ینی براش کلمه ندارم..

دلم میخواد شما یه نویسنده ارزشی باشی و بشی.به همین معنایی که نوشتم...

:)

و من الله توفیق

 

 

پاسخ:
سلام بانو آینه

بله خیلی هم عالی منظور رو رسوندین!
پس به یک چیز لایتناهی باید وصل شد تا زنده موند

پس  آیا اساسا میشه گفت که داستانی مثل پیرمرد و دریا یا آناکارنینا حرفی از خدا درونش بوده؟؟
البته من می تونم پیدا کنم درونشون چیزهایی رو
مثلا در برادران کارامازوف خدا فریاد می زند
رد پایی از یک اعتقاد در همه داستان های زنده است


ما بشویم نویسنده ی ارزشی نویسنده های ارزشی کجا برن؟ :)

ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">