خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ  تنیده

بسم الله



خیالی خودکامه
در هم تنیده بالا می رود
تا به وصال برسد...




طبقه بندی موضوعی
پیوندها

حساب کتاب برسیم :)

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۲۳ ب.ظ



خوب دیگه داریم به آخرین نفس های سال نزدیک میشیم. یک مکث می کنیم و از خودمون میپرسیم این سال نود و پنج بر ما چگونه گذشت؟ چه کردیم و چه نکردیم؟ اوضاع روحی و مادی و سیاسی و خانوادگی و .. خلاصه هر گونه وضعی که محلی از اعراب در زندگی تان دارد ان شالله خوب بوده باشه.

خوب چه کردید با کتاب خوانی؟ :) 

اول از خودم بگم که وضع به اسف باری گذشته است. یعنی اون انتظاری که از خودم داشتم برآورده نشد. هیچوقت نصفه و نیمه کتابی رو نخونده بودم که الحمدالله امسال چند باری بهش مبتلا شدم. ولی امسال از جهت کتابشناسی و نویسنده شناسی کم نگذاشتم. کتاب هایی هم که خوندم خوب بوده! اینجا معرفی کردم تعدادی از کتاب هارو، و یه تعدادی هم معرفی نشد. مثلا فرصت نشد از کنسرو غول یا گچ پژ یا تاریخ مستطاب آمریکا یا دختری در قطار (زرد بی مزه) و.. براتون حرف بزنم. ولی مثل سال قبل زیر پنجاه تا کتاب شد و این خیلی بده. یکی از عوامل این رکود مقوله ای است به نام دانشگاه :) به جان خودم نمی گذارد نفس عمیقی با کتاب غیر درسی بکشیم. ولی خوب مقاله های خوبی هم خوندم که لزوما هم درسی نبودند. از جمله مقاله های سایت ترجمان که خیلی خوش سلیقه انتخاب شدند. کتاب های خوبی هم هدیه گرفتم و ایضا خریدم.

خوب شما بگید از پر باری کتاب خوانی تون! چقدر خوندید؟ خوب هاش رو برام معرفی کنید.

اگرم به صورت چشمگیری  کتاب نخوندین بازم بگید. عیبی یوخ :) ولی دلیلتون رو هم بگید :) فقط دلایل بنی ایرانی نباشه :)








پ.ن: به رسم هر ساله ی خودم، روزهای آخر سال به جای بازار لباس و.. سری به بازار کتاب میزنم. دیروز گشتی در انقلاب زدم ولی الحمدالله کتاب ها که گران تر از جیب ما بود. ولی خوب فعلا وسع مان به مجله می رسید :)))
مجله کرگدن رو برای اولین باره خریدم. موضوع قصه است(ظاهرا این شمارش)
مجله داستان همشهری هم که سالی یکبار باهاش آشتی می کنیم اونم تو شماره های نوروز (وقتی مرشدزاده نباشه مزه نمیده همشهری داستان بخرم)
مجله عروسک سخنگو که دوفصلنامه است و من بهمن و اسفند رو نخریده بود (یهویی استثنایی این شماره اش گرون شد، فقط به خاطر من)
به به بالاخره یه کتاب خریدیم :) عاشقی به سبک ونگوگ که به توصیه دوست جان آرزوی نجیب ابتیاع شد.
برای نوه هایی که می تونستن کتاب بخونن هم کتاب خریدیم. اونایی هم که درکشون از کتاب فقط پاره کردن و آب دهن ریختن بود، هیچی نخریده شد (بنده معتقدم اسباب بازی کودک باید کتاب باشد،ولو پاره کند و ..)
کتاب هایی که نخریدم: (یعنی واقعا با این وضع گرانی باید حتما این تیتر و این لیست بیان بشود) آبنبات پسته ای که 30 تومن بود و دو شاخ در پس کلمه مان درآمد. وقتی مهتاب گم شد (خوب 25 تومن بود ولی حجیم بود گذاشتیم برای یه وقت دیگه- البته چون جنس ورقش مثل انتشارات اطلاعات است باید ارزان تر باشد، این را مطمئنم. ولی خوب دیگه نشر مرفه بی درد باشد همین می شود)




+ بنده کتاب هایی که می خوانم به تفکیک ماه، می نویسم. شما هم بنویسید برای خودتون که چه کتاب هایی می خونید :) البته خوب است چند نکته یا بخش هایی هم از کتاب رو که دوست داشتید بنویسید. ولی انجام بدید





موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۲
احلام

نظرات  (۲۰)

چه با کلاس! هدف رو میذارید رو پنجاه! من خداروشکر میکنم ک تازه تعدادشون دو رقمی شده!!!
پاسخ:
راستشو بخواهید هدف من بالای پنجاس :)))
احسنتم خوبه که
خوب معرفی نمی کنید؟ اون خوب هاش رو حداقل!!
خخخ من سکوت میکنم:)

موفقیت از آن شماها باد.


عرصه رو برا بارمق ترا خالی میکنم ...خخخ چقدر جمله ام «ب» و «ر» داشت!
پاسخ:
چرا سکوت؟
ماشالله تو که زیاد کتاب خوندی

اونایی که به نظرت خوب بودن بگو حتما
من خیلی کم خوندم:|
به خاطر: مشغله های زیاد و بسیار بیخود دانشگاه+بی نظمی
هرچند باز نسبت به سال های قبل بیشتر خوندم. همین که رو به پیشرفتم خوبه دیگه:)
حالا عددشو حساب نمی کنم بگم اینجا آبروم بره بین جماعت فرهیخته:))) ولی اینو بنویسم بعد می رم برای خودم حساب می کنم:)))))

فکر کنم زیباترین کتابی که امسال خوندم نامیرا بود. می خواستم برای بار دوم هم بخونم که هنوز همت نکردم.

میشه آرزوی کتابی هم بکنیم؟:)))
وای که چی میشه سال 96 یه نفر کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز رو بهم هدیه بده:)))) لامصب تو دانشکده مونم بین کتابای مرجعه!
پاسخ:
بله رو به پیشرفت بودم خیلی بهترتره، ولو اندک :)

دانشگاه بترکه :)

به به نامیرا. خیلی هم عالی

و باز به به آرزوی کتابی :)
چرا نمیشه. اگر همینی که ترجمه دریابندری رو میگید همچین گرونم نیستا! چیزی که من الان دارم در دیجی کالا می بینم :)
۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۱۰ بلاگر آرام
اگه کنکور ایراد بنی ایرانی نیس کنکور داشتم من:) ولی بازم خوندم.
امسال بیشتر سال پر کتاب خریدی! بود برام. اومدم نمایشگاه تهران و قریب به سی جلد کتاب خریدم:) غیر درسیا. تقریبا گمونم نیمیشون رو خوندم که هدفم بود همه رو بخونم نشد. مخصوصا تو تابستون به دلایلی فاصله گرفتم.
خب عرضم به حضورتون که امسال پنج شنبه فیروزه ای رو خوندم که دوسش داشتم. کلیشه ای و چرت نبود به نظرم و شخصیت پردازیشم ملموس بود. طوفان دیگری در راه است رو خوندم و کلیات کتاب رو زیاد دوست نداشتم. مثلا در قیاس با قیدار که یه جورایی شبیهن خیلی ضعیف بود برخلاف کتابهایی از ایشون که درباره حضرت ابالفضل و حضرت زینب هست و حتما خوندید. روی ماه خداوند را ببوس کتاب بعدی بود که یه جاهایی کشش داستان کم میشد و من با فاصله زمانی چند ماه تمومش کردم اما دوسش داشتم. نامیرا رو که خوندید حتما. جلد دومش نمایشگاه سال نو میاد. و کتابی رو خوندم به نام گفتا من ان ترنجم. رمان سرگذشت مولانا. راستش سرگذشت دیگه ای از نویسنده ایرانی درباره مولانا نخوندم که مقایسه کنم چون ظاهرا زرین کوب یکی داره اما کتابی خوندم به نام ملت عشق که ترکیه ای هست. و اگرچه ظاهر و خطوط داستانی خوش رنگ و لعابی داشت ولی واقعا ایرانیش باور پذیرتر بود و یقینا درست تر!من گفتا من ان ترنجم رو تو یه روز و نیم خوندم بس که کشش داشت. بچه های امروز معرکه اند هم یه کتاب به سبک نامه نگاریه که البته برای نوجوانانه ولی خیلی شیرینه و بارها منو از ته دل خندوند و بیشتر عاشق نامه نگاری کرد. اما دو کتاب هارپرلی رو هم خوندم که میتونم بگم کتاب اولش عالیه. ادمو میبره به درون داستان جوری که کاملا خودتو جین لوییز حس میکنی.کشتن مرغ مینا اسمشه و درباره مبارزه علیه تبعیض نژادیه اون هم در سالهای اولش. اما کتاب دوم رو دوست نداشتم. در کتاب دوم جین لوئیز بزرگ شده و شاید اساسا به همین خاطر سبک نگارش نویسنده تغییر کرده و یا بخاطر تغییر مترجمه به هر حال خوشم ازش نیومد!

چقدر نوشتم:) نظر شما درباره کتب برام با ارزشه و خواستم مثلا جبران کنم هرچند گمونم اغلب رو بشناسید و من فقط یه نظر کوچولو دادم. البته کتاب های نخونده هم خیلی دارم که چاره ای نیس.. اولین در این لیست آتش بدون دود نادر ابراهیمیه که هی دست دست کردم یه زمان خوب بخونمشو نشد.
و نفهمیدم چرا مجله داستانو نمیگیرید؟؟ داستان غریب دوساله جز جدایی ناپذیر زندگی منه اخه.
به هرحال از معرفی هاتون عمیقا ممنونم:)
پاسخ:
ممنون از کامنت خوب و جامع و کاملتون
کیف کردم :))

کتاب خریدن خوبه به شرط اینکه صرفا عادت نباشه و خونده بشن کتابا که الحمدالله شما خوندی. شکرررر

پنجشنبه فیروزه ای خوب بود ولی نقدهایی هم دارم بهش. طوفان خوب ضعیف بود، آقای شجاعی با همون آفتاب در حجاب رستگار میشن نیازی به کتاب دیگه نیست :) روی ماه خدا هم که به نظر من کشش داشت (مصطفی مستور به نظرم تحول خوبیه واسه داستان کوتاه های ما) کتاب های دیگه مستورم بخونید. من قلمشو دوست دارم.
جلد دوم ها اصولا چیز خوبی نمیشه. امیدوارم کرمیار بتونه خوب ادامه بده :)
گفتا من ان ترنجم نخوندم و ایضا ملت عشق رو پس نظری ندارم.
بچه های امروز معرکه اند هم نخوندم ولی قطعا تو ذهنم می مونه برای خوندن
کتاب هارپرلی هم نخوندم. :(

به نظر من خیلی وقتا سلیقه ای است نظر راجع به کتاب ها. ولی با کسایی که قرابت معنوی پیدا می کنید می تونید استفاده کنید برای معرفی کتاب.
نادرخان ابراهیمی هم خوب هستن :)

والا چی بگم. داستان همشهری یه زمانی پر محتواتر بود نسبت به حالا. یعنی داستان ها چیزی به آدم می دادند ولی مرشدزاده جان عزیز وقتی رفتند روز به روز رو به رکود رفت. ولی خوب روایت هاشو می پسندم :))

خوشحالم که دوست دارید معرفی ها رو
ان شالله بازم برامون بنویسید از کتاب ها. برای من ارزشمنده بسیار





دیلمزاد:محمد رودگر
توسعه و مبانی تمدن غرب : شهید اوینی
آزادی معنوی : شهید مطهری
هفت روایت خصوصی : حبیبه جعفریان

پاسخ:
ها هفت روایت جعفریان رو من هنوز نخوندما :/

دیلمزاد منو یاد داستان دیلماج انداخت :)

انسان 250 ساله رو هم به کامنتتون اضافه می کنم که در حال خوندنش هستید
آره نجف دریابندری. البته تالیفشه.
دیجی کالا مقداری تخفیف زده ولی یا شما خیلی پولداری 128تومن خیلیم گرون نیست یا دیجی کالا با شما پارتی ای چیزی داره:)
پاسخ:
وای خدا چقدر خندیدم :))))))
من اشتباه خوندم. از اون آیکونا که تو تلگرام هست که دستشو گذاشته رو صورتش 

دریابندری کتاب آشپزی تالیف کرده؟
جالبه
یادم باشه برم تو کتابخونه ببینم از نزدیک
۲۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۶ آرزوهای نجیب (:
سلام (:
خب من فکر کنم توی وبم زیاد درباره کتاب هایی که می خونم حرف می زنم ولی خب دیدم بد نیست اینجا یه بار دوره اش کنم. خودت می دونی که من علاقه ام به ادبیات داستانی نوجوان هست پس بیشتر توی این حوزه خوندم و از کتاب های تخصصی ادبیات هم صرفه نظر کردم اینجا و در نهایت کتابای من این شد تا اونجایی که یادم هست:

::: سفر با حاج سیاح: سفرنامه هست دوسش داشتم، نثرش کاملا تفاوته با کتاب های منصور ضابطیان و اینکه منصور خیلی سفرهای پاستوریزه ایی داره ولی اینجا احسان نوروزی کلا مثل خیلی از ایرانی ها میره سفر:D


::: زندگی با دور تند: شعر نوجوان، دوستش نداشتم
 
:::: موهای تو خانه ماهی هاست چقدر داستانش قشنگ بود و چقدر تاریخ رو قشنگ گفته برای نوجوان ها بدون شعار بدون ادا و اصول و چقدر قشنگ اتفاقات ۱۵ خرداد رو ربط می داد به عاشورا


::: عاشقی به سبک ونگوگ: دیگه از علاقه ام نسبت به این کتاب خبر داری، به احترامش سکوت می کنم(:

::: روزنامه فروش: خیلی خوب بود، خوب تر از خوب حتی

:::زیر نور ماه شیشه ای: عالی کلمه کمی هست براش

::: مرغ مقلد: عالی تر از عالی

::: آن شرلی (جلد یک ): خیلی خوب بود، کلی خاطره برام زنده شد

::: دشمن عزیز: چقدر حسرت خوردم برای سبک داستان نویسیش، خیلی خوب بود

::: روز نوشت های درخت ته کلاس: کلی علامت سوال برام ایجاد کرد(چقدر دلم می خواد تو یا شبگرد بخونیدش بعد یه سری سوال ازتون بپرسم و من رو از گمراهی نجات بدید با اینهمه سوال)، احساس می کنم داستان نویس های ما حوصله کتاب نوشتن ندارند وگرنه یه ایده این مدلی رو این شکلی سرو ته اش رو بهم نمی آوردند.

::: پتش خوآرگر: هیجان انگیز بود

::: کلیدر (جلد یک) خوانشش سخت بود اما دلچسب

::: تربیت کودک: دلم می خواست نظر صفایی حایری رو درباره کودک و تربیتش می دونستم و فکر کردم کمک کنه توی نوشتن داستان، متوسط بود

::: پاییز فصل آخر سال است: نثر وبلاگی داشت ولی خداییش حقش جایزه جلال نبود :|

::: بابای پرنده من: متوسط بود

::: طولانی ترین آواز نهنگ: متوسط بود ولی کلی ایده می تونه به ذهن آدم بیاره برا نوشتن

::: جناب دایناسور: متوسط بود
 

پاسخ:
ماشاللله باریکلا
خوب یعنی من باید به دونه دونه اش جواب بدم؟ :)

خانم باسلیقه، احسنتم به این کتابا
هیچکدومو من نخوندم :)))
چرا تربیت کودک کمیشو خوندم ولی به منم کمک نکرد
آن شرلی هم اون قدیما یکی از جلداش خوندم، یادم نمیاد کدوم یکی بود
من اون موهای تو ... رو خیلی دوس دارم بخونم
سفرنامه برای اون آقای نوروزی که عینکی هم هست،واسه ایشونه؟ خیلی آدم باحالیه در گردش، یعنی خلق و خوشو تعریف میکرد و دیدم
اون درخت ته گیلاسم بخونم
یاد یه فیلم افتادم که من برای دوستم تعریف کردم، اصلا شاخ درآورد گفت تو اینجوری اینو نگاه کردی من اصلا یجور دیگه نگاش میکردم :) خلاصه نگاه چند نفر به یک موضوع می تونه متفاوت باشه
الان حسرت خوردن واسه دشمن عزیز خوب است یا بد؟ :)

من چند سالیه که کتاب زیاد می خرم. اما موقع خوندن، پراکنده می خونم.
تفسیر المیزان علامه طباطبایی
شطرنج با ماشین قیامت، حبیب احمد زاده

+ عکس کنار وبلاگتون چه قشنگه.


پاسخ:
خوب عیبی نداره پراکنده خوندن
ولی گاهی یه موضوعی پیش میاد که می بینی داری توی یه خط مطالعه میکنی

به به تفسیر المیزان
اگر خیلی واردید تسنیم هم بخوانید تا نور علی نور شود :)
همیشه می خواستم شطرنج،، بخونم ولی نمیدونم چرا نمیشه

عکس از کارای خودمه :)
۲۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۱۹ آرزوهای نجیب (:
در پست بعدی از همه کتاب هایی که خوندی رونمایی کن فرزندم(:
پاسخ:
هه هه مخاطب زیرک به این میگن :)
من اینجا اغلبشون رو گفتم
من امسال خیلی کتاب نخوندم مخصوصا نیمه دوم سال
سلام در سالی که گذشت فقط کتاب های درسی رشته علوم انسانی رو خواندم.
روانشناسی رو خیلی دوست دارم و آرایه های ادبی و عروض و قافیه هم از حفظم.
تو وبگردی ها هم با تاثیر پذیری از ارکان ویرایش و نگارش و ... پر حرفی زیاد کردم.:)

از اقتصاد هم بخاطر این خوشم نمیاد که اولم مشکل زندگیمه دوما هر چی از فرمول
حساب کردن دهک و سرانه مصرف و هزینه ی فرصت مسئله حل کردم یادم رفته و
اعداد و ارقام رو نمیتونم توی ذهنم نگه دارم.فرمول هم همینطور بنابرین آمار نخوندم.

قواعد عربی هم یه زمون حفظ بودم اما الان فقط صرف فعل ها رو یادم مونده چون زیادی روی حافظه ام حساب کرده بودم و نخونده بودم برای کنکور قبلی عربی رو.

دیگه اینکه باید برم سراغ ادبیات و زبان فارسی رو باز مرور کنم ممکنه یادم بره و از درسایی که دوست دارم شروع کنم و دم کنکور درسایی که دوست ندارم رو بخونم تا نزدیک به کنکور باشه و یادم نره.

تاریخ هم اسم ها یادم نمیمونه وگرنه اینقدر حجیم هست که میتونم بگم به طور کلی تاریخ ایران رو خوندم.البته تو هر رشته ای بریم در کنارش تاریخش رو باید با ذره بین باز مطالعه کنیم.

مثلا ادبیات برم تاریخ ادبیات و الهیات برم تاریخ اسلام و مسلمانان جهان و مثلا  روان شناسی برم آشنایی با روان شناسان در طول تاریخ و... .

در مورد منطق و فلفسفه میخونم ولی اغلب برای کنکور حفظشون می کنم چون خیلی منطق مخصوصا خیلی پیچیده است.اصلا نمیتونم جملات رو در قالب قواعد بررسی کنم به عنوان مثالب برای یادگیری قواعد منطق.
مجبورم همیشه احتمالی بزنم چون خیلی فکرم رو درگیر میکنه سر آزمون.

اندیشه اسلامی م همیشه خوب بوده و همیشه یه درصدی رو زدم.

انگلیسی افتضاحه و نمیخوام یاد بگیرم مگر برای پاس کردن واحد های دانشگاه.
به نظرم لهجه سختیه.خاطره بد هم از معلم زبان های زمان مدرسه زیاد دارم...!

و جغرافیا رو هم درس شیرینی میدونم ولی نمیدونم چرا اوقدر علاقه ندارم و همیشه میذارم جزو آخرین درس ها با اینکه یه درس علمی در متن زندگیمونه.

به اون صورت کتاب دیگه ای نمیخونم مگر در وبلاگ اما گاهی قرآن هم میخونم.

البته آگهی های روز نامه رو هر هفته در کنار این همه میخونم.چون بیکارم.بیکار

پاسخ:
جالب بود
شرح دروس کنکور :)
شما که هشتاد درصد درسارو دوست ندارید، این چجور درس خوندن

انگلیسی لهجه نیست یک زبان است. به نظرم از هر زبانی آسون تره

اگر دارید میرید رشته ادبیات و دانشگاه و.. باید بیشتر بخونید
ان شالله موفق باشید
۲۳ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۵۱ پلڪــــ شیشـہ اے
در برابر کتاب خوندن کسایی که میان این جا ومیرن و خودت اصلاً روم به دیواره برای نوشتن تعداد کتابایی که خوندم. 

بی وتن                                       2بهمن تا 16 بهمن  (فاصله بین دو ترم)
داستان سیستان                             خرداد
بیلی بات گیت                               ماه رمضون
نصف منِ او که مونده بود                        آذر
یه بخش کمی از دغدغه های فرهنگی  شهریور
دوتا کتاب نیمه پنهان  زمانش و یادداشت نکردم. یادمم نمیاد.
کتاب حماسه حسینی  جلد1   تقریباً نصفش و خوندم    مهر 
کتاب من زنده ام رو هم دست گرفتم ولی فقط یه کوچولو از اولش و وقت شد بخونم.
تا صفحه 37 کتاب عارفانه شهید نیری 
یه خرده از یه کتاب لاغر  با موضوع شهید چمران
مقادیر اندکی هم همشهری داستان

همین دیگه :|
خداییش سرم خیلی شلوغ بود
البته تنبلی هم خیلی بود. پست های کتابی شماها خیلی انگیزه است برای من. خیلی.
پاسخ:
آفرین دخترم
بله میدونیم سر شما شلوغه :)

ها یک نکته در کتابخوانی هات وجود داره که منم وسط سر شلوغی هام بهش دچار شدم، و اون نصفه و نیمه کتابارو خوندن
واسه من خیلی بده، دیگه نمی دونم تو بدت میاد یا نه! دوست دارم کتاب از ب بسم الله اش خونده بشه تا ت تمت!

راستی هر وقت به خودم بهونه سر شلوغی رو میارم یاد حضرت آقا میافتم. ایشون میگن من هم یه مدت دیدم سرم خیلی شلوع شده و از کتاب خوندن موندم بعد برنامه ریختم دیدم میشه وسط شلوغی ها یه وقتی هم براش گذاشت
فک کنم آقا تنها سیاستمدار سر شلوغی است که حسابی کتاب می خواتد
۲۴ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۴۵ پلڪــــ شیشـہ اے
البته بی نظمم بیشتر تا این که وقت نداشته باشم. پس سکوت می کنم.

منم متنفرم از نصفه نیمه خوندن. برای همین داستان سیستان که قبلا یه خرده اش رو خونده بودم از اول خوندم تا پرونده اش بسته بشه. بعدم منِ او که دست دوستم بود مدت مدیدی و بعد تقریبا دو سال -که یک سال و خرده ای دست دوستم بود- :) گفتم بخونم اونم تموم بشه.

کتاب عارفانه رو به یه نفر هدیه دادم. قبل از اینکه بهش بدم اون صفحه ها رو خوندم. البته گفتن بهم امانت می دن که بقیه اش رو بخونم ^_^

کلا من کتاب نصفه نیمه دارم چندتایی : دغدغه های فرهنگی، بار دیگر شهری که دوست می داشتم، یک عاشقانه آرام، حماسه حسینی، شخم در مزرعه (تاملاتی درباره ی جنگ ایران و عراق)، لذت حضور، نظم ، من زنده ام و شاید چندتای دیگه. 
بعضی کتابا هستن که مدلشون یه حالیه. تا آخر من و نمی کشن واسه خوندن. یا بنا به اقتضاء زمان و حال و حس و حوصله دوست دارم بخونمشون. مثلا همین عاشقانه آرام. من خیلی آروم می خونمش و واسه ی خودم تصورش می کنم. زودم خسته می شم از خوندنش. توی موقعیت های احساسی دلم می خواد بگیرم دستم و بخونمش. 

البته گاهی هم خودمو تنبیه می کنم که باید اول نصفه ها رو بخونی. بعد می بینم نمیرم سمت شون میگم بذار یه چیز جدید که حداقل تموم بشه رو دست بگیرم. 
در زمینه کتاب خوانی از پیشنهادات مفید شما برای خوندن و :) مفید خوندن هم بهره می بریم. 
پاسخ:
خوب فکر می کنم دچار چنین شیوه ی خواندن در کتب شدی :)
وقتی وقفه میوفته آدم بی میل میشه، من که اینجورم
مثلا انگار یه گاز از شیرینی خامه ای زدی بعد بقیشو میزاری تو بشقاب دو هفته بعد میری سراغش!
بر فرض اینکه خراب هم نشده ولی لذت گاز اول دیگه نیست که تا آخرش از لذت همون گاز اول استفاده کنی و تا تهش بخوری :)

به نظر من از این کارا نکن
یک کتاب رو تموم نکرده سراغ بعدی نرو
والا شما خودت صاحب نظر و سبکی، صلاح خویش و خسروان و از اینا :)

من به لطف مترو آمارم بهتر شده
کتابهایی که کمتر وقتش را داشتم بیشتر می خوانم
پاسخ:
بله مترو جای خوبی است برای خوندن
البته اگر سر و صدای این فروشنده ها بگذارد :/
کتاب های خوبتون رو معرفی کنید

بسم الله
و ماشاء الله به ملت غیور کتاب خوان !
عرضم به حضور شریفت که پربار ترین سال کتاب خونی من بود سال 95، چه بسا توی تایم دانشگاه خییلی بیشتر کتاب خوندم.مخصوصا پشت ترافیک:)
اگه کتاب صوتی هم جزو کتاب ها حساب میشه حدود 10تا کتاب صوتی گوش نمودم اندکیش یادم میاد :) چون بعضیاش اصلا دوست نداشتم:/

«شازده کوچولو»  نمیدونم چرا تا حالا نخونده بودمش :) خیییلی دوسش داشتم.
«گربه سیاه» ادگار آلن پو ، خوشمان نیامد با روحیاتم سازگار نبود.
«کباب غاز» جلا آل احمد ، چون خیییلی دوسش داشتم دوباره رفتم سراغش.
«به خاطر چی با من ازدواج کردی» عزیز نسین ، خوب بود ولی عالی نبود.
«خودش را نمی شناخت » خوان خوسه میاس، خوشمان نیامد سرتاسر نا امیدی! پویایی نداشت.
«آهوی بخت من گزل» دولت آبادی ، خوب بود نگرانی ها ییک مادر رو به نمایش میذاشت:] من خیلی وقت پیش اینا رو گوش دادم اگه زیاد نمیتونم در مورد کیفیتشون مانور بدم عفوا !!
« آه...ما الاغ ها» عزیز نسین ، خوب بود ، نگرش جالبی داشت از به فال نیک گرفتن اتفاقی که جایز نبود به فال نیک گرفته بشه ، ولی خیلی بهتر می تونست باشه.
«خون وشن» ارنست همینگوی، خوب بود ؛ سفر نامه طور بود.
«نوشته ای که در یک بطری پیدا شد» ادگار آلن پو، هیجانی بود خوشم اومد.
«شنل» نیکولا گوگول ، خوب بود، یه ادم منفعل رو به تصویر کشید که آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه زندگی میکرد که تهش با یه دستانداز کوچیک زندگیش بالکل واژگون شد:] بیشتر یاد میدادکه : هی! خودتو بنداز تو طوفان زندگی ، همیشه نباید تو حاشیه امن زندگی کرد!
«بیرون رانده» ساموئل بکت ، خوب بود ولی عالی نبود.
«مسافر» مجتبی صدیقی، خوشم نیومد با روحیات من نمیسازه یه عالمه نا امیدی توشه.
و.... از صوتی ها اینا یادم بود!
«جودی ابوت» :) عالی بود ولی خب پی دی اف خوندم/:
کتابای کاغذی رو ان شاء الله در پست بعدی عارض میشم که بعضیاشو خودت میدونی :*
و من الله توفیق :)
پاسخ:
باریکلا دختر کتابخون بنده

خوب در روند انتخاب کتابخونی ات باید بگم بیشتر سعی کن اول کتاب های پدر مادر دار بخونی :)
کتاب هر نوعش خوبه، صوتی، کاغذی، پی دی افی!

به منم کمک کن بیشتر بخونم :)
۲۵ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۲۶ طاهر حسینی
یک لیست سالانه آماده کرده ام که گذاشتمش روی وبلاگ.
پاسخ:
اووووف 
چشم و دهان ما بستید
استاد

یه دعای کتابی هم واسه ما بکنید که رو به افول شدیم

هیچی جای کتاب کاغذی رو نمیگیره.
.
«مگا خلاقیت» آندره جی الینیکف، خیلی حال کردم باهاش ...نصفه است هنوز چون ازون کتاباییه که قدم به قدم با نویسنده باید بری جلو تا تاثیر داشته باشه ، باید بهش عمل کنی تا نتیجه بده ولی میتونم با جرات بگم بهترین کتاب علمی بود که خوندم.
«نامه های بلوغ» حائری تا یه جایی خوندم چون نیاز به بلع و هضم داره برا من :) دستت درد نکنه وسطاشم کلییی دعات کردم. 
«نسیم تقدیر »  سعید عاکف ، عاااالی عااالی عالی چیزی توش پیداش کردم که جواب خیلی از سوالاتمو داد الحمدلله.
«سیب گاز زده» ناهید هاشمی ، داستان های کوتاه بود که بعضیاش به دل میچسبید :)
«ندای آسمانی غدیر» محمدباقر انصاری ، خطبه پربار غدیر رو جوییدم باهاش .
«آشتی با امام زمان » از استاد محمد شجاعی ، عالی تر از عالی :) حتما بخون اگه نخوندی بعید میدونم البته نخونده باشی .
«من زنده ام » معصومه آباد، هیچی ندارم بگم از 100 بهش هزار میدم.
«روی ماه خدا را ببوس» مستور ، شدیدا خوب بود خدا خیرت بده :)
«ارمیا» رضا امیرخانی ، عالی با اندکی نقد!
«قیدار» امیرخانی ، مشغولم به حول و قوه الهی، که جا داره بگم مسکری است در نوع خود!
«طوفان واژه ها» و «قبله مایل به تو» سید حمیدرضا برقعی ، مجموعه شعر که مدام دستمه نمیدونم چندبار خوندمش.
«حافظ» جانم که قورت دادم مخصوصا شبای امتحان پر تشویش، جزو کتابا اسمشو آوردم چون خیییلی دوسش میدارم :) 
  «خاطرات زهره ستوده» مشغولم به خوندنش شدیدا شخصیتش شبیه خودمه :))))
 «ای کاش گل سرخ نبود» رمان خوب بود جزو اولین رمان هایی بود که میخوندم و عالی بود. فکر کنم 3 بار خوندمش طی سه سال اخیر...


کتابای پدر مادر دار رو باید بگم که خیییلی تشخیص نمیدادم ولی خب حالا یه کمی دستم اومده به لطف سدممد...
بعدم اینکه در نظر داشته باش که من خیییلی کتاب خون نبودم هااا همین چندتا رو هم کلییی با شور و شوق خوندم. الحق و الانصاف از صفر رسیدم به همین قدر که کم نیست !

چشششم کمکی ک ازم برمیاد اینکه بعدِ "سلام . خوبی؟" بپرسم"چی میخونی؟" به نظرم جا داره بره قبل "خوبی؟" :)
پاسخ:
مگا خلاقیت باید جالب باشه
خوب از اینکه حافظم جزو کتب آوردی ممنون. بعضیامون ولش کردیم به امون خدا
خاطرات زهره ستوده اسم کتابه؟ یا اسم کتاب چیز دیگس!

احسنت به تو که شدی کتابخون! :)
چطور بعضیا کتاب نخونن من درک نمی کنم

خخخ تو را من چشم در راهم اصلا..
آره سوال خوبیه، حتی قبل سلامم می تونی بپرسی
خب "چی میخونی؟ "

:)

روی کتاب به نظرم عنوانشه، خاطرات زهره ستوده. ان شاءالله میارم بخونی.

پاسخ:
فعلا در دقایق نود دارم یک تنه خانه می تکانم
ولی کرگدن می خونم، خوبه

ان شالله
یاد گرفتم که نگم چی و چندتا خوندم.! :)
پاسخ:
فکر نکنم شما چیز خاصی خونده باشید
شما فقط مرفه بی درد کتاب بخر هستید 

:)
۲۶ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۲۶ آرزوهای نجیب (:
حسرت دشمن عزیز از نوع خوبش بود، به من ایده نوشتن داد (:
پاسخ:
خوب خدا رو شکر :)

چه عنوانی!

حساب کتاب! :)

من شاگرد آخرم ینی!

وای خدا....

خانوم اجازه!!

اگه نمیگید ایراد بنی ایرانی باید بگم امسال سال خیلی سختی بود که بر ما گذشت...خدا میداند...

خب از اونجا که ما دختر کوچیکه خونواده ایم و ابجی بزرگه ازدواجیده و رفته کل مسئولیت خونه و خونه داری به دوش ماست!از آشپزی و خونه داری و مریض داری بگیر تا حتی پسر خونه شدن و این حرفا ...بچه داری هم ایضا!چون از قدیم ندیما گفتن دختر عروس بشه جایی نمیره!بره با چن نفر دیگه برمیگرده! :))

چون آقای ابجی دائما در مسافرت و مأموریت هستن،درخدمت ابجی و کوچولوشون هستیم. :)

بنابر این دلایل طبیعیه که من اکثرا مال خودم نیستم...

امسال تقریبا هرچی کتاب به دست گرفتم نتونستم همه شو بخونم...نصفه نیمه موندن :(((

جلد 2سانتا ماریا رو قبلا خونده بودم.جلد1 اش امسال از نمایشگاه کتاب به واسطه ای به دستم رسید که نصف بیشترشو خوندم .اما نشد تموم کنم.

به حسب علاقه شخصی بیشتر مطالعه ام از کتابای گروه شهید هادی بود.

پنجاه سال عبادت.مدافعان حرم.پسرک فلافل فروش (البته پی دی اف اش)،همه نصفه موندن.

کتاب آثار و برکات توسل به امام حسین علیه السلام هم خیلی خوب بود ..

می شکنم در شکن زلف یار.

 کتاب خدا خانه دارد هم که هر سال باید سر مناسبتها دستم باشه :)

انسان 250ساله و من زنده ام و دختر شینا و مسئولیت و سازندگی علی صفایی

هم دلم میخواست بخونمشون اما نشد:(

ان شاءالله که سال جدید بتونم بخونم ..

کربلایی احلام جان خیلی خوشحالم که با وبلاگ شما آشنا شدم و دغدغه های خوب تون برام الگو شدن مث کتاب!کتابخونی...

ان شاءالله که یه روزی به همین نزدیکی ها کتابای خودتونو بخونیم :)

 

بعید میدونستم تو این روزای شلوغ کاری آخر سال بتونم بیام اینجا اما خداروشکر...

ما رو دعا کن..خاصه تحویل سال اگه جایی برامون بود و یادتون موند.

در پناه خدا

یا علی 

پاسخ:
وای منم دقیقا همین مصائب رو دارم
واقعا وقت گیره
ولی اگر فقط این هاست، خیلی خودتو درگیر نکن
وقتی خودت برنامه داشته باشی، ناخودآگاه همه با تو همسو میشن

احسنت کتاب های خوبی خوندی
سانتاماریا 1 که منو جذب نکرد، تا 2 ش چی باشه
به به خدا خانه دارد، مرشد زاده عزیز جان


ممنون جان دل، خوشحالم که از دغدغه های کتابیم لذت بردی
شما بیشتر بخوانید، من نقص فنیم رو حل میکنم، کتابم می نویسم :)

چشم 
دعاگو هستم
سالی باشد که خدا رو در لحظه لحظه اش ببینی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">