خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

تیتر نداره که. کتاب بخونیم

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۴ ب.ظ




کتاب دوستانى هم هستند که از ترسِ اینکه گنجینه‌ى کتابشان را براى همیشه از دست بدهند، هرگز کتاب امانت نمى‌دهند. (یک ضرب المثل قدیمى عربى اندرز مى‌دهد که «کسى که کتاب امانت مى‌دهد، یک احمق است؛ اما کسى که کتاب را پس مى‌دهد، احمق‌تر است.») من به پیروى از توصیه‌ى هنرى میلر همیشه اهل امانت دادن کتاب بوده‌ام: «کتاب‌ها هم مثل پول دائما باید در گردش باشند. تا جایى که بشود، قرض بدهید و قرض بگیرید؛ هم کتاب را و هم پول را! مخصوصا کتاب را؛ کتاب‌ها به مراتب بیشتر از پول، چیزى براى عرضه کردن دارند. کتاب فقط یک دوست نیست، بلکه مى‌تواند دوستان بسیارى برایتان به ارمغان بیاورد. زمانى که با ذهن و روحتان صاحب کتابى هستید، ثروتمندید. اما وقتى آن را به شخص دیگرى بدهید، سه برابر ثروتمندید.»



– از متن کتاب تولستوی و مبل بنفش اثر نینا سنکویچ



*برگرفته از سایت کافه بوک





پ.ن: بنده دکوری و ویترین و.. را بالکل هر گونه اشیای بی فایده را در خانه ام راه نداده ام. در عوض یک کتابخانه درست و حسابی را توی هال گذاشته ام. به خاطر همین بعضی مواقع مهمانان عزیز سرکی به کتابخانه می زنند. (خیلی به ندرت، برای خودم هم عجیب است، چون اگر بنده جای مهمان هایم بودم فقط روی کتابخانه خیز برمیداشتم) بعد کتاب هایی را انتخاب می کنند. با کلی خوشحالی می گویم: ببرید بخوانید. آن ها هم یک لبخندی می زنند. دو دقیقه ای توی دستشان می چرخانند. بعد وقتی من حواسم نیست یکهو میبینم دوباره گذاشته اش سر جایش :/

خلاصه ما کتاب هم می دهیم نمیبرند. تازه با کمال پررویی گفته ام چرا نمی برید خوب؟ می گویند آخه نمی خونیم.

یعنی دربدر این انگیزه های کتاب خوانی هستم که در جامعه موج می زند







موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۲
احلام

نظرات  (۳)

قرض دادن کتاب را موافقم. 
ولی خودم هنوز کتابی را قرض نداده ام. چون متقاضی ندارد. در نتیجه سالی یک بار داشته هایم را حراج می کنم و باز کسی را طالب نمی یابم، بعد ناگزیر می شم خودم کسی یا کسانی را پیدا کنم که خواهان کتابند. اما باز امکان بردنش را ندارند. آخر خودم هزینۀ حملش را می دهم تا براشون ببرند و یا به بعضی کتابخانه های روستایی یا کتابخانه مدارس در شهرهای کوچک هدیه می دهم. با هزینۀ حمل و پول بیمه اش!!

نتیجه اینکه امروزه متقاضیان وام قرض الحسنه زیادند که باید ماه ها توی نوبت باشند. اما متقاضیان قرض گرفتن کتاب که نوبت هم در کار نیست. بسیار اندک است.
پاسخ:
نمی دانم باید گریست یا مویه کرد یا ضجه زد یا حتی مرد؟

به این می گویند نابودی اندیشه در یک جامعه

واقعا کار بسیار بزرگی انجام می دهید. خیلی بزرگ. کتاب هایتان را می توانید در مجازی هم بدهید برودها!
من اگه گدا بشم توی جوب بخوابم، کتابخونه محبوبم رو می بندم به کمرم با خودم می‌برم :/
ملت نمی‌میرند کتاب نمیخونند؟ 
پاسخ:
واقعا به خیالت مردم زنده اند؟
فقط وابسته ی چرندیات در فضای مجازی اند


بخونیم، حرفی نیست
پاسخ:
احسنت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">