دومین روزی خوار خدا
يكشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۷ ب.ظ

ماشین داغون بود. حرفی نمیزد. گفتم تو
آخه سر کار بودی وسط روز اینجا چی کار می کردی که تصادف کردی؟ باز هیچی نگفت.
ماشین تعمیر شد و پول را هم از بیمه نگرفت و خسارت خودش پرداخت کرد.
بعدها فهمیدیم سرباز زیر دستش ماشین را برده بوده که با
نامزدش چرخی بزنه! و این حامد نبود که تصادف کرده!
فقط خواسته بود سرباز خجالت نکشه جلوی نامزدش..
شهید مدافع حرم، حامد جوانی
برای روح جوانش صلوات
پ.ن: همش با خودم میگم این ها هم جوانی می کنند، ما هم! این ها زیادی بلدند یا ماییم که اینقدر خنگیم! دور از جان شما البته
* دعا کنید خدا به وقتمان در این ماه مبارک برکت بدهد
طبق هر سال توصیه می کنم دعای ابوحمزه ثمالی را بخوانید. ولو یک صفحه در روز!
والسلام
۹۶/۰۳/۰۷