تو مرا در آغوش فشردی و گفتی: دخترکم زهرا، اینبار برایت چه بیاورم؟
آن روز در فرودگاه باد می وزید و پرچم های ایران به ردیف در میله ها می رقصیدند
دل کودکانه ام عجیب هوس کرد: من پرچم می خواهم!
خندیدی و رفتی
آخرین سفرت بود اما سوغاتی من را آوردی
تابوتت را به پرچم سوغاتی من پیچانده بودند...*
پ.ن: علی ناخواسته رفته بود پشت میکروفن اما حرف دلش را زد: لن تسبی زینب(س) مرتین، ما نخواهیم گذاشت برای دومین بار حضرت زینب (س) اسیر دشمن شود، همانطور که دوستان ما شهید شدند نوبت ما و نوبت عاشورایی شدن ما هم خواهد رسید.
* دختر 5 ساله شهید در آخرین خواسته اش درخواست پرچم از پدرش کرده بود. حالا پرچم تابوت به دخترش رسیده است.
+ برای شادی دل زهرا و زینب دو دختر شهید مدافع حرم، علی یزدانی صلوات