خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ  تنیده

بسم الله



خیالی خودکامه
در هم تنیده بالا می رود
تا به وصال برسد...




طبقه بندی موضوعی
پیوندها

همینجوری

يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ب.ظ



خسته ام. تورات می خوانم. نه اینکه مجبورم به خاطر درسم بخوانم. بلکه خواندنش باعث ایمان می شود. به این فکر می کنم که اگر با قرآن یک کتاب مقدس هم به مردم می دادند چیز بدی نبود. شب باعث می شود روز را بهتر درک کنیم و قدر بدانیم.

لامپ تراس همچنان توی باد تلو تلو می خورد. انگار خدا دارد توی گوش زمین می دمد تا بالاخره بیدار شود. چای دارچینی که خودم دم کرده ام واقعا نمی چسبد. اصلا چرا باید مامان مریض بشود و برای من چای دم نکند؟ چای را تا آخرش می خورم، حتی تفاله ی ته استکان را. تا یادم نرود چای بی بوی مادر چه طعمی دارد.

یکهو یک کلمه توی سرم می آید: پی پی جوراب بلند! خدای من چطور بعد از اینهمه سال هنوز یادم مانده! کتابی که خریدنش روی دل فسقلی ام ماند. جوراب های راه راه پی پی که فکر می کردم به جادویی وصل اند! وگرنه چرا باید پی پی اینقدر پر قدرت باشد!

مجبورم برگردم سر مبحثم. چشم می دوزم به لامپ تراس. بیچاره اختیارش دست خودش نیست.

یاد بحث حور العین* می افتم. خنده ام می گیرد. یاد سوال مرجان می افتم. چرا خدا همیشه دوست داره آدمی همنشینی داشته باشه؟

روی زمین تنهایی را تاب نمی آوری و آن دنیا حد اعلایش یک همنشین اورجینال به تو می دهند (البته اگر بهشتی باشی)

می روم سراغ درس فردا! استاد خواسته در بحث شرکت کنیم. بحث شیرینی است. با خودم فکر می کنم مثل این لامپ تراس تلو تلو می خورم شاید ایمان بیاورم. شاید بیدار بشوم...











* اگر نمردم و زنده بودم، برایتان معنی حورالعین را خواهم گفت. پیش پیش بگویم که این تعریف آبکی که زن زیبارو است و .. را دور بریزید.





+اتاق درهم من صحنه ی نبرد شده است

  تمام خاطره ها با هم اند و من، تنها..




موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۵
احلام

نظرات  (۷)

۱۵ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۷ پیمان محسنی کیاسری
خیلی مشتاقم که نظر شما رو در مورد معنی‌ش بدونم
چون تصورش خیلی برام سخته که چیزی جز «زن زیبارو» باشه!

در همین وبلاگ می‌نویسید یا منبعی دارید که بخوانمش؟ :)
پاسخ:
نه خیلی هم سخت نیست


همین وبلاگ کنسرو شده اش را می نویسم
مقاله هم موجوده، می تونید رجوع کنید
تا عمیقا در جانتان رسوخ کند
۱۵ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۴۹ پیمان محسنی کیاسری
خوب پس ممنون :) منتظر می‌مونم
پاسخ:
ان شالله

هرچیزی مادر درست کنه طعمش فرق داره با چیزی که دیگران درست میکنند .
پاسخ:
واقعاااا
چه نعمتی است
+++
آخ که این همنشین و ... سوال مرجان چقدر عجیب بود برا منم...
این که آدما مهره ان و چه خوب که ریسمان باشن برا هم...ریسمان رسیدن به خدایی که حور العین رو برا اشرف مخلوقاتش در نظر گرفته  البته نه به معنای زن زیبا روی و ....چه خدایی داریم که در عین تنهایی به فکر تنهایی عشقشه...


آه...

مغزم پره نمیخوام خالی شه ولی دلم میخواد اغنا بشه..


التماس هم فکری
هعیییی

پاسخ:
(مغزم پره نمیخوام خالی شه ولی دلم میخواد اغنا بشه..)
دقیقا منظورت چیست؟ ؛)

می دهیم تو پست حورالعین بنویسیا
قشنگ تحلیل محتوا کنی واسه مخاطبین :)
پره از سوال...ولی بی جواب..
جوابا اغنا نمیکنن آدمو
مشتاقانه منتظر کتاب تفسیر انسان به انسانم برای برخی از سوالام فکر میکنم جوابی باشه دلم میخواست هم راه باشی تو خوندنش...ولی خب در عین حال نمیخوام توقع بیجا داشته باشم


درمورد پست حورالعین حتما اون مقاله رو بهم بده...
واینکه قبل از وجود هر پیش فرض تفسیری ای درموردش چطور وقتی همه ما میدونیم قرآن هر تعبیر و آیه اش چننند بطن داره اونوخ در موردحور العین اییین همه سال اکتفا کردیم به معنی زن زیبا رو یا درشت چشم و ...برام از ترمای کارشناسی سواله هنوز.
اوففف
پاسخ:
چشم 
تفسیر انسان به انسانم آرزوست

چشم
سوالارو تا نری دنبالش سوالن، وقتی میری دنبالش تبدیل به پاسخ میشن شایدم تبدیل به سوالای بیشتر
آرزووووست...


سوالا تبدیل به یه پاسخ و چنننند سوال دیگه میشن الحمدلله.
پاسخ:
زایش :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">