خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است



می گویند آن شخص که آنجا میبینی حسن بن علی است. میرود نزد امام حسن. هر چه از دهانش درمی آید به پدرش می گوید. آخر سب علی مُد آن روزها بود. امام حسن می گویند اهل شامی؟ او می گوید بله. ایشان می فرماید جایی برای اسکان داری؟ رنگ از رخ پریده می گوید: هنوز نه! (انگار که از گرد راه نرسیده آمده تا ادای دین بکند) . امام می فرماید به منزل من بیا و استراحت کن!

این یک نمونه ی خیلی کوچک از سیره ی امامان ماست!

به نظرتان ما بودیم چه کار می کردیم؟ یعنی بهترین عکس العمل ما چه بود؟ مثلا من خیلی خیلی خوب بودم توی دلم می گفتم بنده خدا جاهل است نمی داند بگذار برایش با آرامش توضیح بدهم قضیه چیست! بعد لبخند می زدم و می گفتم که پدر من چنین و چنان!

اما چرا امام هیچ دفاعی نمی کند؟

پر واضح است که امام با تمام مهربانی و زیرکانه با عمل خود از آبروی خاندان خود دفاع می کند.

چند وقت پیش یک روانشناسی یا نمی دانم غیر روانشناسی، خلاصه یک بنده خدایی می گفت اینقدر سریع دفاع نکنید از خودتان. مثلا وقتی همسرتان سر سفره می گوید این غذا اصلا نمک ندارد! نیازی نیست سریع دفاع کنی و مثلا بگویی: آنقدر وسط غذا درست کردن صدا کردی که آب کولر را بزن موتورش را بزن و.. حواسم پرت شد! یا اینکه بچه حواسم را پرت کرد!

خیلی آرام برو و نمکدان را بیاور و بگو ببخشید. حالا بعدا در میان کلامی می توانی بگویی که به چه علتی غذایت بی نمک شده!

یا مثلا به خاطر یک اتفاق کاملا ناگهانی یا غیر قابل پیش بینی به محل قرار دیر می رسی و طرف مقابلت به شدت عصبانی است. نیازی نیست بگویی تصادف کرده بودم یا فلان اتفاق ناخواسته افتاد. اولین کار این است که عذرخواهی بکنی. و بعد از مدتی در میان کلامت توضیح مسئله بکنی!

الحمدالله ما آدم ها برای اینکه خودمان را خیلی دوست داریم اصلا اهل صبوری و عذرخواهی نیستیم و خیلی سریع می خواهیم از کیان خودمان دفاع بکنیم.

می دانم کار خیلی سختی است. خیلی سخت چون عادت کرده ایم به دفاع جانانه از خود!

ولی بیایید تمرین کنیم این عمل را. و در مقابل هر چیزی که بر علیه مان است حداقل در ابتدا سکوت کنیم!








پ.ن: نمی دانم چه شد که این مطلب را اینجا گفتم ولی به نظرم توی زندگی ها و روابط ما این مطلب می تواند موثر باشد.




+ کاش آن دانشگاه آن مدرسه کمی زندگی کردن هم یادمان می داد...کاش...



۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۲
احلام






علوم انسانی هوای تنفسی مجموعه‌های نخبه کشور است که هدایت جامعه را بر عهده دارند بنابراین آلوده یا پاک بودن این هوای تنفسی بسیار تعیین کننده است.




۱۳۹۱/۱۲/۰۱

سید علی خامنه ای






به قهقرا رفتن علوم انسانی را می شود به راحتی از زبان نوجوان ها  شنید. نوجوان هایی که تازه می خواهند خیلی جدی وارد علم بشوند. نوجوان هایی که با این سوال که می خوام چی کاره بشم و چی به دست بیارم میرن و انتخاب رشته می کنند! خیلی راحت و ساده قید علوم انسانی را می زنند و با یک جواب که تهش هیچی نمیشی! میرن سراغ رشته های نون و آبدار دیگه!

آیا مقصر این قضایا من نیستم؟ قطعا من هستم. منی که دانشجوی تاریخ هستم و هیچ خلاقیتی از خودم ندارم. منی که دانشجوی جامعه شناسی هستم ولی سرم توی رویاهای نظریه پردازی خودم گرم است. منی که دانشجوی ادبیات هستم و خیال می کنم با شعر خواندن شاعرانه حق مطلب رشته ام را ادا کرده ام. و باز من و من و من...

من اولین مقصر عالم را خودم میدانم. شما را دیگر نمی دانم.





پ.ن: رشته های علوم انسانی آنقدر جان ندارند که بخواهند ایجاد جذابیت بکنند، مخصوصا وقتی تهش فکر کنی که هیچ پولی ته جیبت را نخواهد رفت! و باید گفت وا اسفا که جامعه با این عمل خود دارد اندیشیدن که رکن اصلی علوم های انسانی است از خود می راند!




+کاسه ی چه کنم نگیریم دستمان بهتر است، کاسه بشکنیم و خودمان آش بپزیم!




۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۳۴
احلام






 بدون شرح








شیخنا: از کجا اومدی؟ کجا می خواهی بری؟ چه باری از روی دوش این نظام خلقت می خواهی برداری؟





توصیه: طی این ماه مبارک حتما یک افطار را بروید بهشت زهرا...

#قاب-ماندگار


۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۳۴
احلام


سلام جناب کلاغ


امیدوارم حالتان خوب باشد و هنوز حنجره تان صدمه ندیده باشد. البته ببخشید این جسارت را می کنم، آخر چند ساعتی هست که دارید از حنجره تان کار می کشید. دلیل این کارتان را نمی دانم. البته احتمال محتملی هست که جفت ماده ای این اطراف هست که شما برایش اینقدر خوش خوانی می کنید. و این را هم بگویم شما اصلا قار قار نمی کنید، بلکه بیشتر قیر قیر می کنید!

اما غرض از مزاحمت بنده، خواستم خدمتتان عارض شوم که اگر می شود زمان دیگری را برای آوازهای خوش الحان خود انتخاب کنید. اینجا شهر است و آدم هایش دیر از خواب برمی خیزند. مخصوصا اگر مثل من روزه باشند به خودشان این اجازه را می دهند که می توانند حداقل 9 و 10 از خواب بیدار شوند. همین حالا که این ها را می نویسم شما از آن شاخه ی دورتر همسایه به شاخه های پایین تنزل نزول کردید و این نشانه ی خوبی است که شما اهل مذاکره هستید. امیدوارم چون غربی ها مذاکره را بر هم نزنید تا با هم به توافقی برد برد برسیم.

بله جناب کلاغ حرف اینجانب این است که کمی دیرتر آواز خود را شروع کنید تا ما خواب نازمان با صدای شما که چیزی شبیه به فریاد های پر از عصبانیت است، شهید نکنیم.

تا به حال ندیده ام ما آدم ها آزاری آن هم از نوع صوتی برای شما کلاغ ها داشته باشیم. یا حداقل بنده ندیده ام. حتی همان دو روز پیش هم که صدای کندن آسفالت کوچه بغلی گوش فلک را کر می کرد، شما هم دست از آواز خوانی برنداشتید و چه مسابقه ای گذاشته بودید با آدم ها! و این نشان از این دارد که شما اصلا کم نمی آورید.

حالا نمی خواهد اینقدر ساکت باشید، چون وقتی قار قار (یا همان قیرقیر) می کنید بیشتر حس می کنم که دارید حرفم را گوش می دهید.

الان که ساعت 12 است هم شما می خوانید و هم آن خروس دو تا خانه آنورتر و هم این گنجشک های بی زبان و هم این یاکریم ننه مرده! و من واقعا فکر می کنم وسط یک باغ وحش نشسته ام.

البته این را هم بگویم که آرزوی آدم هایی چون من است که به جای صداهای ماشین و.. صدای پرندگان بیاید. اما باور کن کلاغ جان صبر آدمی هم حدی دارد. آخر چرا اصرار دارید 7 صبح بخوانید؟ شما که همین 12 ظهر هم دارید می خوانید!

در پایان باید بگویم که اگر هم  میخوانید تشریف فرما شوید بر روی درخت های حیاط خانه ی ما! خوبیت ندارد روی درخت همسایه بنشینید، ناسلامتی ما با هم گپ و گفتی داریم.

ممنون که به دلگپه ام گوش کردی.

راستی شما هم روزه می گیرید؟ قبول باشد ان شالله








پ.ن: آدمیزاد ناشکر است. مثل من. وگرنه باید بداند که کلاغ چه مامور خوبی است از جانب خدا.

البته ما با این کلاغ مزاح داریم. قطعا بعد از خواندن نامه آن را پاره نخواهد کرد :)



۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۴
احلام



پیش از هر چیزی تیتر را مانند این طلبه ها بخوانید: مسئلتُن

از آنجا که ما آدم های برنامه بریز قهاری هستیم و در هر تحولی برنامه ای شگرف ارائه می دهیم. دلم می خواست بدانم شما هم برای ماه رمضان تون برنامه ای دارید؟

مثلا چه چیزی؟

اگه روتون نمیشه یا واسه خیلی هاتون ریا میشه ناشناس بگید :)




+ مثلا من تصمیم دارم یکی فقط یکی از اخلاق هایی که همیشه اذیتم میکنه رو بزارم کنار. براش کلی دعا میکنم و تلاش.

مطمئنم شما از اون آدم ها نیستید که بگید هر روز یک رذیله رو از خودتون می زدایید :)








پ.ن:

دیشب بابا خونه نبود. قرآن و مفاتیحش روی رحل بود. چقدر دلم می خواست مثل قبل ها با صدای اذان بابا از خواب بیدار بشم با صدای قرآن خوندن بابا بین الطلوعینم رو بگذرونم و تهشم خوابم ببره..





۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۶
احلام