خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است




روز مادرمان بود. روز مادر عالم. چند روزی به بهار مانده بود که بهار زندگی ما رسید. و  من عجول تر از درختان بودم برای پوشیدن شکوفه های سفید بهاری. به خانه مان رسیدیم. جایی برای یک عمر زیستن و ساختن و ساخته شدن....










پ.ن: چند صباحی است که زندگی مشترک را آغاز کردیم و به دنبال الگوهای زندگی، تخته وایتبرد خانه را سیاه و سفید می کنیم. رویا یا هدف یا هر چیز دیگری که می خواهید اسمش را بگذارید اما دلمان می خواهد محکم و صبورانه قدم برداریم، زیرا معتقدیم باید بیش از هم سر بودن هم مسیر و هم قدم باشیم. و آن روز مباد که که راه گم شود یا قدم هایمان خسته یا..








+ سال جدید شروع شده است و همه مان بادی به سرمان خورده تا برنامه ها و هدف هایی را دنبال کنیم. شاید خیلی هایمان تا به امروز لیست بلندبالایی هم تهیه کرده باشیم که فلان می کنیم و بهمان. این خوب است که لااقل نسبت به زندگی بی تفاوت نیستیم. اما این بد است که تلاش مان آنقدر کم است که لیست مان بعد از یک ماه فراموش می شود.
راستی کتاب خواندن باید در راس امورات روزانه تان باشد این یک امر ملوکانه می باشد از جناب احلام :)
(پشت صحنه می فرمان: دیر اومده چه زورم میگه)




+عکس تزیینی نیست. نمایی از خانه ماست :) خانه آبی




۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۰۹
احلام