خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

نامه به..

سه شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۴ ب.ظ


سلام جناب کلاغ


امیدوارم حالتان خوب باشد و هنوز حنجره تان صدمه ندیده باشد. البته ببخشید این جسارت را می کنم، آخر چند ساعتی هست که دارید از حنجره تان کار می کشید. دلیل این کارتان را نمی دانم. البته احتمال محتملی هست که جفت ماده ای این اطراف هست که شما برایش اینقدر خوش خوانی می کنید. و این را هم بگویم شما اصلا قار قار نمی کنید، بلکه بیشتر قیر قیر می کنید!

اما غرض از مزاحمت بنده، خواستم خدمتتان عارض شوم که اگر می شود زمان دیگری را برای آوازهای خوش الحان خود انتخاب کنید. اینجا شهر است و آدم هایش دیر از خواب برمی خیزند. مخصوصا اگر مثل من روزه باشند به خودشان این اجازه را می دهند که می توانند حداقل 9 و 10 از خواب بیدار شوند. همین حالا که این ها را می نویسم شما از آن شاخه ی دورتر همسایه به شاخه های پایین تنزل نزول کردید و این نشانه ی خوبی است که شما اهل مذاکره هستید. امیدوارم چون غربی ها مذاکره را بر هم نزنید تا با هم به توافقی برد برد برسیم.

بله جناب کلاغ حرف اینجانب این است که کمی دیرتر آواز خود را شروع کنید تا ما خواب نازمان با صدای شما که چیزی شبیه به فریاد های پر از عصبانیت است، شهید نکنیم.

تا به حال ندیده ام ما آدم ها آزاری آن هم از نوع صوتی برای شما کلاغ ها داشته باشیم. یا حداقل بنده ندیده ام. حتی همان دو روز پیش هم که صدای کندن آسفالت کوچه بغلی گوش فلک را کر می کرد، شما هم دست از آواز خوانی برنداشتید و چه مسابقه ای گذاشته بودید با آدم ها! و این نشان از این دارد که شما اصلا کم نمی آورید.

حالا نمی خواهد اینقدر ساکت باشید، چون وقتی قار قار (یا همان قیرقیر) می کنید بیشتر حس می کنم که دارید حرفم را گوش می دهید.

الان که ساعت 12 است هم شما می خوانید و هم آن خروس دو تا خانه آنورتر و هم این گنجشک های بی زبان و هم این یاکریم ننه مرده! و من واقعا فکر می کنم وسط یک باغ وحش نشسته ام.

البته این را هم بگویم که آرزوی آدم هایی چون من است که به جای صداهای ماشین و.. صدای پرندگان بیاید. اما باور کن کلاغ جان صبر آدمی هم حدی دارد. آخر چرا اصرار دارید 7 صبح بخوانید؟ شما که همین 12 ظهر هم دارید می خوانید!

در پایان باید بگویم که اگر هم  میخوانید تشریف فرما شوید بر روی درخت های حیاط خانه ی ما! خوبیت ندارد روی درخت همسایه بنشینید، ناسلامتی ما با هم گپ و گفتی داریم.

ممنون که به دلگپه ام گوش کردی.

راستی شما هم روزه می گیرید؟ قبول باشد ان شالله








پ.ن: آدمیزاد ناشکر است. مثل من. وگرنه باید بداند که کلاغ چه مامور خوبی است از جانب خدا.

البته ما با این کلاغ مزاح داریم. قطعا بعد از خواندن نامه آن را پاره نخواهد کرد :)



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۸
احلام

نظرات  (۸)

این کلاغ ها صاحب رسالتند و برای انجامش از جانب خداوند مبعوث شده اند
فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا 
و وای به حال روز این بنده زمانی که بگوید
یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ

کلاغ این موجود همیشه سحر خیز


التماس دعا

تنزل نزول چیز عجیبی بود😆
پاسخ:
بله چه رسالتی بزرگتر از آزار آدمی
به گمانم کمی تا قسمتی بدجنس هستند

یعنی روانی کرده منو
تو حیاط دقیقا کنار پنجره اتاق
انگار نذر کرده
نه صبح امونمون میده نه عصر
من اون ماده کلاغی که به این بدصدا بله نمیگه رو فقط بیینم میدونم چیکارش کنم
پاسخ:
چرا اینقدر سر و صدا میکنن اینا؟
تازه رفتم دیدم لونه دارن بالای درخت
این قصه سر دراز دارد

ماده هم ماده های قدیم، با حجب و حیا یه عشوه ی کوچولو میکردنو میگفتن قاااااار
کلاغ...
یاد زلزله می افتم.
هر وقت توی حیاط چندتا کلاغ باهم می خونن، خودبه خود چشمم رو لامپ آویزون وسط سقف مکث می کنه و همش منتظرم تکون بخوره و نشون بده زلزله اومده...
عجباااا
پاسخ:
والا این پرنده های سمت ما اصولا با هم میخونن
نمیدونم این خروس کیه
ولی شده شب ساعت 12 هم خونده
اونقدر زیاد شده که دیگه یاد زلزله نمیافتم من
اصلا پرندگان غیر مترقبه ای به تورم خوردن
صد رحمت به گربه های خونه پدری
واااای اینجا گربه هاش جنگجویان کوهستانند
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۶:۲۰ پلڪــــ شیشـہ اے
:))))

جنگجویان کوهستان. :')))))
وای خیلی خووووب بود.
خدا خیرت بده.
ما یه همسایه داشتیم، خروسش همین جور یه بند میخوند. آقاجونم میگفتن باید برن فلان کار رو انجام بدن که دیگه هی نخونههه. دههه. راه کارش ولی یه خرده مناسب اینجا و این فضای فرهنگی نیست. :/ وگرنه میگفتمش
پاسخ:
خیلی دعوا دارن خوب
 شکر خدا خروس سمت ما خیلی نمی خونه فقط یکم خاصه
مثلا داری راجع به یه موضوع مهم یا حتی خنده دار حرف می زنی، سر بزنگاه یک قوقولی قوقولی می کند و تمام
انگار که بگه منم هستم
حالا می خواد 12 شب باشه یا 5 بعد ازظهر
ما چرا زبون این حیوون ها رو نمی فهمیم آخه!
غرابا مزن بیشتر زین نعیقا
که مهجور کردی مرا از عشیقا

نعیق تو بسیار و ما را عشیقی
نباید به یک دوست چندین نعیقا...

باید نامه را با این دو بیت منوچهری شروع می کردی تا کلاغه بیشتر رام بشه...
پاسخ:
عجب شعر ثقیلی

اگر رام شدنی بود من مثنوی معنوی کلاغ می سرودم
البته از روزی که نامه نگاشته شده، کمتر سر و صدا می کند
به صورت نامنظم در روز حداقل
قیر قیر رو خوب اومدی
صدای کشیدن خودکار بدون جوهر روی کاغذ رو‌میدن
انگار رنگ نمیده بزور میخوان ازش رنگ بکشن بیرون
به جان خودم
یبار دقت کن
صدای خودکار میدن
پاسخ:
واقعا؟؟؟؟
از زاویه قلم بهش فکر نکرده بودم
الکی قیر قیر می کنن بابا

۱۲ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۷ سپیده خواه
چه نامه ی قشنگی!
به اسم کلاغ بیچاره بود اما سیاسی و اقتصادی هم بود.

شعر منوچهری که آقای رئوف گفته خیلی با این نامه جور میاد.
پاسخ:
:) سیاسی اقتصادی

بله دستشون درد نکنه
۱۳ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۰۰ یکــ مَنــــ:)
کلاغ مذاکره کننده
جالب بود و به فکر فروبرنده
پاسخ:
واقعا مذاکره جواب داد
خیلی کلاغ شریفی است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">