خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ  تنیده

بسم الله



خیالی خودکامه
در هم تنیده بالا می رود
تا به وصال برسد...




طبقه بندی موضوعی
پیوندها

دانشگاه یا دانشکاه

يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۰۷ ب.ظ


مدتی است به این سیستم آموزشی دانشگاه ها و این موجودات مفلوک که نام دانشجو را گرفته اند می اندیشم. نه اینکه نکات الی ماشالله زیاد است اما یکی اش این است که به نظرم چیزی به نام کارشناسی پیوسته باید در سیستم های آموزش ما حذف بشود!

می دانید چرا؟

از آنجایی که تقریبا هیچ گونه استعداد یابی تا زمانی دیپلم برای دانش آموز رخ نمی دهد (باور کنید خیلی ها همینجوری می روند ریاضی فیزیک یا تجربی یا انسانی یا غیره، یا به حرف این و آن و یا به زور این و آن یا از سر جهل) دانش آموز در آرزوها و فضاهای کودکانه اش چیزی مدنظرش است و کنکور را که می دهد یا می شود و یا نمی شود آنچه باید می شد.

خلاصه بگویم که هر کس هر چه آورد به فال نیک می گیرد و بسم الله! (یعنی کمتر کسی هست که بداند واقعا علاقه و استعدادش چیست و برایش تلاش بکند، باور کنید 90 درصد در جهل مطلق به دانشگاه می روند، دیده ام که می گویم)

بعد چه می شود؟ هیچی بعد از چهار سال چه با علاقه و چه بی علاقه یک مدرک کارشناسی بهش تعلق می گیرد! چهارسالی که برای عده ی بسیاری فقط از زیر کلاس در رفتن و به زور درس خواندن و حتی بعضی باز به خاطر حرف این و آن تا شاگرد اولی می روند. ولی از علاقه خبری نیست! (چرا می گویم خبری نیست؟ چون اگر خبری بود اینقدر دانشجوی فشل در جامعه مثل جلبک رشد نمی کرد، و ایضا اینقدر سرگردان و ویلان! که این را در ادامه ندادن به کارشناسی ارشد و حجم زیادی تغییر رشته از کارشناسی به کارشناسی ارشد مشاهده می کنیم)

البته باید به یک عده دانشجوی جسور هم که بسیار قلیل هستند تبریک گفت که رشته ای را که دوست ندارند رها کرده و باز کنکور می دهند!

خوب حال چرا می گویم باید کارشناسی پیوسته منسوخ شود؟ چون دقیقا طی دوسال آن ریزش ها خودشان را نشان می دهند! و ملت را در چهار سال حبس نمی کند! وقتی دوره کاردانی باشد، اولا آن ها که واقعا مرد علم هستند دوباره کارشناسی می خوانند، دوما هر کس در صدد تغییر رشته است همان در کارشناسی تغییر بدهد بهتر است تا ارشد!

اینکه بگوییم خیلی هردمبیل و هر کی هرکی می شود هم به نظرم اشتباه است. در همان کارشناسی طرف علایقش را بداند و روی آن از جانش مایه بگذارد خیلی بهتر است. منظورم این است هم یک عده علاف از دانشگاه ها حذف می شوند (که اغلب صرفا برای مدرک آمده اند، و دقیقا بعد یکی دو ترم تف توی صورت خودشان می اندازند که عجب خبطی کردیم ها!) هم عده ای که تازه چشمشان رو به استعداد های خودشان روشن شده را نجات می دهیم!

می دانم ریشه سیستم های آموزشی را باید درست کرد (کار که نشد ندارد، بالاخره می شود این ملت باری به هر جهت را کمی جان داد) ولی این هم یک راه حل است!

چون اگر فردی بداند چه می خواهد و دقیقا روی آن متمرکز بشود کارآمدی بالای هم برای خودش دارد هم برای بشریت!







پ.ن: واقعا حرف بسیار است راجع به دانشگاه و دانشجو و اساتید و... خیلی زیاد. ولی حرف بزرگی هست که اینجا می زنم: تا وقتی که هر فردی در جامعه ی ما هر کاری را باری به هر جهت و از سر خود وا کردن انجام میدهد، هیچ چیز درست نمی شود!

اگر مدعی هستید که سینه زن حسین هستید، حسین برای هفتاد دو تن یار خودش که اصلا لشکر هم به حساب نمی آمد، یمین و یسار و سپهسالار و .. تعیین کرد!

کارتان هر چقدر کوچک است، درست انجامش بدهید!



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۷
احلام

نظرات  (۱)

حرفهایتان همه قبول است اما راه حلش این نیست


ظاهرا از دانشتان که نکاسته بر آن افزوده این دانشکاه و الا این همه شناخت از کجا میامد
پاسخ:
راه حل بسیار است
شما هم بفرمایید

اقتضای سن بالاست و نوع نگاه آدم هاست، وگرنه دانشگاه عمرا به آدم بینش و دانش بسیار اعطا کنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">