خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ  تنیده

بسم الله



خیالی خودکامه
در هم تنیده بالا می رود
تا به وصال برسد...




طبقه بندی موضوعی
پیوندها

کآشوب

چهارشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۵۱ ق.ظ





 - " مقتل باید آرام اوج بگیرد. فکر کن نشستی مقابل امام صادق. داد می زنی؟ اصلا شاید بهتر باشد روی صورتت یک تبسم باشد از غم. خودت گوله گوله اشک بریزی و با آستین های بلند قبایت آب بینی و چشمت را پاک کنی و همان طور مقتل بخوانی. تصویر کنی که آقا به زخم های شکم شان نگاه کردند. روی اسب شان خم شدند. در همان حال خمیده به خیمه ها نگاه کردند. چشم هاشان سیاهی رفت. دست شان ضعف کرد. شمشیرشان افتاد. اصلا شمشیر را تصویر کنی وقتی می افتد روی زمین. هلهله ی لشکر خصم را. شمشیر یک بنی هاشمی. بعد دست های آقا را تصویر کنی که از ....... "




- ظهر عاشورای آن سال نفسم در نمی آمد. در اتاق کار دانشگاه همیلتون هدفون را گذاشتم توی گوشم و مثل مجنون ها راه افتادم به گز کردن محوطه ی دور دانشگاه مک مستر و تمام فایل های عزاداری ام را چند بار دوره کردم. هیچ مجلسی وجود نداشت که بروم و خودم را زیر پرچم امام حسین گم کنم.





+ متن های بالا بخشی از کتاب کآشوب است. کآشوب بیست و سه روایت از روضه هایی است که زندگی می کنیم. و دبیر مجموعه اش: نفیسه مرشدزاده ی جآن است :)

دو هفته ای می شود که آرام و روایت به روایت می خوانمش. با وسواس. و پر از کاغذهای رنگی پشت چسبی که صفحه ها را پر کرده است. رسم جدیدی که تازه یاد گرفته ام و سر کآشوب در میآورم. هر چه خط کتاب ریز است، معنای روایت ها در قلب من درشت اند. آخر ما تمام عمر را روضه وار زندگی کرده ایم. حالا می خواهد در قم باشد یا تهران یا تورنتو! همه روضه ها حس کردنی اند...

بخرید و آرام بخوانید کآشوب را.. بل آشوب بشوید..





پ.ن: همه دلشان تاپ تاپ می کند. یک عده می روند. یک عده هم مثل من نمی روند. ولی ارباب که مثل ما ظاهر بین نیست. ما هر چقدر هم از جلوی چشمش دور باشیم باز هم ما را می بیند. مگر نه ارباب؟






موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۱۷
احلام

نظرات  (۴)

۱۷ آبان ۹۶ ، ۱۹:۰۸ محسن رحمانی
تشکر.
پاسخ:
خواهش می شود
۱۸ آبان ۹۶ ، ۰۰:۳۱ طاهر حسینی
در کربلا به تلافی آن سال یادتان افتادم و دعایتان کردم 
پاسخ:
خیلی ممنون از لطفتان
قبول باشد از شما
نفیسه مرشدزاده رو انگار صد ساله میشناسم و نمی شناسم!

پ.ن : چه بر دل کاغذهای رنگی پشت چسب دار می‌نگاری؟
پ.ن تر: اومدم مسکن باشه ولی نه خیر آقا چنین بر سر نداره دلِ حضرتش!
پاسخ:
خواهی شناخت


بخشی که خوشم میاد
یا اگر نکته ای باشه در متن که توجهمو جلب بکنه (مثلا کمی و زیادی توصیف. شخصیت ها)
آرام باش چون ارباب
حرف خوبی بود
آرام آرام خواندن


حرف دارم 
زیاد
اگر بگویم روضه مکشوف می شود
پاسخ:
مثل خوردن غذا باید آرام آرام باشد تا جذب شود


بخوانید روضه ها را

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">