خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ تنیده

شاه نشین چشم من، تکیه گه خیال توست

خیالِ  تنیده

بسم الله



خیالی خودکامه
در هم تنیده بالا می رود
تا به وصال برسد...




طبقه بندی موضوعی
پیوندها

پس از امتحان :)

چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۱۳ ب.ظ



حمد و سپاس خدای را که امتحانات به آخر رسید و یک نفس عمیق از نهادمان برخاست. اینکه چقدر در این امتحانات بر ما افزوده شد خدا می داند. ولی خوب، بد نبود. لااقل خیال های فرار انگیز از درس بسیار مثمر ثمر واقع شد. اساتید هم که حتی همت نکردند یک امتحان را تصحیح کرده تا ما بدانیم چه گل های خوش رنگی کاشته ایم.   بعد از اینکه آخرین امتحان را دادیم با چشمانی کاملا نیمه بسته(می گن شب امتحان باید دانشجو بیدار باشد) اما دلی خوش راهی پارک تفریحاتی خودمان یعنی همان انقلاب شدیم. اولین کار این بود که پس از مدت ها از عرض خیابان انقلاب عبور کرده و پا  در کتابفروشی افق گذاشتیم (خوب چون اکثر کتابفروشی ها اینور هستند، اونور رفتن کار سختی است :) کشف کنید اینور و اونور رو ) آن خانوم که پشت صندوق بود دیگر پشت صندوق نبود. البته همان آقایی که مغزش خوب کار می کند برای کتاب ها هنوز آنجا بود. افق جذاب و سرحال بود مثل همیشه. خوب یک عروسک سخنگو برداشتیم و به هدف خود نایل شدیم (مجله عروسک سخنگو نه عروسک به معنای حقیقی).بعد از عبور دوباره از عرض خیابان، طی یک قدم تند رسیدیم به دکان ناشر مرفه بی درد (از بس قصر است می گوییم دکان) خوب غرض گرفتن کتاب گچ پژ جناب محسن رضوانی گرامی بود که بود که داشت حاصل می شد که باز هم این ناشر برای هزارمین بار من را با کارهایش غافل گیر کرد! فیش پرداختت را می گرفت و تو را عضو می کرد و کارت و فرم و هزار بساط دیگر! گفتم بابا شما دیگه کی هستین!!! (البته تو دلم) گفتم من پر نمی کنم تو نمایشگاه براتون پر کردم. گفت نه این یک روند دیگه است و بهتون کارت میدیم و تخفیف و.. خلاصه مخ زدن و مخ زدن. خوب فیش را دید گفت گژپژ را کسی بهتون معرفی کرده؟ من هم کلاس گذاشتم: آقای رضوانی را می شناسم. گفت چه جالب :) فرم را که پر کردم در رفتم که مبادا از درون فرم از درون لات الات من چیزی بکشد بیرون و بخواهد سوال بپرسد. خلاصه که مافیایی هستند برای خودشان این سوره ی مهری ها!








بعد از اندکی از بالا:

1. عروسک سخنگو مثل کتاب روانشناسی می ماند. البته رویش نوشته که مجله ای برای روشنفکران و کودکان (یعنی در یک مقال می گنجند این دو قشر) و هنوز نمی فهمم این جمله شان را: عروسک سخنگو نخستین و یگانه نشریه مستقل ادبیات مدرن کودکان ایران است!!! یعنی ادبیات مدرنش را نفهمیدم

ولی فوق العاده آدم را به فکر وا می دارد. با تمام کودکانه بودنش. ارزش خواندن خط به خطش را دارد


2. گژپژ را هم نمی شود گفت که عالی نیست. پس عالی است فقط و فقط به خاطر ادبیات محسن رضوانی اش. طراحی کتاب هم جالب است و ایضا عکس ها، فقط یکم اسراف در صفحات و.. با جاهای خالی در بعضی نقاط کثیره :) (این الان مثلا نقده)

چند خطی از کتاب برای آشنایی با ادبیات:

فکری این توهماتم که مثلا اگر عاشقی شغل بود من الان چقدر سابقه بیمه داشتم، چقدر مواجب ماهانه، چقدر اضافه کار، چقدر عواید ریز و درشت به استثنای حق عائله مندی به انضمام کلی مرخصی نرفته.اگر عاشقی  شغل بود چه ترقی و ترفیع هایی به دوسیه ام سنجاق میشد. حکما هر سال هم نخست وزیر برای دادن جایزه کارمند نمونه دعوتم می کرد و من هم هر نوبه از سرخجالت و حیا مراسمشان را می پیچاندم. اگر عاشقی شغل بود علی رغم سختی کار دلم بازنشستگی را گردن نمی گرفت...


3. اینکه چند سالی مد شده است که کتابفروشی ها در کنار کتاب ها خرت و پرت های دیگر هم می آورند واقعا نمی دانم چقدر درست است. افق، سروش، امیرکبیر و... حتی کیهان، همه دارند از این کارها می کنند. البته آن ناشر مرفه بی درد در این زمینه عجب کارها کرده با این عروسک ها و کلی چیزهای جالب دیگر:













پ.ن: نگویید چقدر نوشتی و اوووف چقدر پر حرفی! خوب از امتحانات خلاص شده ایم :) درک بنمایید.





موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۹
احلام

نظرات  (۵)

معلومه امتحانات خیلی آزار دهنده بوده؟



میشه این آقا محسن رضوانی را معرفی کنید؟ 
ایشان شاعر نیست؟
پاسخ:
:) عه بسیار معلوم است؟

البته بنده هم خیلی ایشون رو نمی شناسم. همان دورادور
بله ایشون شاعر هم هستند
سیاسی و آیینی و..
در حیطه طنز هم واقعا هنرمندند
ایضا اینکه ایشان بسی با سواد هستند

فکر می کردم میشناسید ایشون رو از وبلاگ عصفور!
در واقع این کتاب هم جمع شده هایی از همان وبلاگ عصفور است
اینم یکی از شعر خوانی هاشون
http://www.aparat.com/v/ChnYu

خب اگر ایشون هستند. دقیقاً می شناسمش. با شعرها و طنزهاش.
ولی کتابش را نشنیده بودم.

ممنون از شما.
پاسخ:
بله جای تعجب بود نشناسید

منم از صفحه خودشون متوجه شدم
آن روزها که اینستا گرامی داشتیم
ایام به کام...
بسی گنج بردیم ز شب های تست...
البته خدا به خیر کند نمرات راااا....من که عملا خِلاصم!

پاسخ:
نمره خووووب میگیری
اصلا مگه نمره مهمه؟ ;)
از دم خونه ما هم که خریدید:)
توفیق شود بخوانیم
پاسخ:
در پارک تفریحی ما زندگی می کنید
خوشابحالتان
مهم نیست...اینقدر که اصلا نمیرم ببینم گذاشتن یا نه.
کاش رو اعصاب نباشه:/ 


پاسخ:
اوفف
اعصاب داغونیااا

فدا مدا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">